ایرانگردی در استان گلستان

طعم پاییزی شمال شرق

توسط

روز اول:حرکت از تهران به بندر ترکمن

طبق معمول صبح زود پنجشنبه ست و بار و بندیل سفر ما کنار در خانه لحظه شماری می کند برای یک اکتشاف جدید . امروز سفر به شمال شرق ایران رو استارت می زنیم و من لیست تقریبا طولانی ای از “باید دید” های شمال شرق آماده کرده ام. راستش برای این تعطیلی برنامه سفر به کردستان دوست داشتنی را چیده بودیم اما زلزله ی یکشنبه ۲۱ام آبان در خط مرزی ایران و سلیمانیه ی عراق  اصلا اجازه ی همچین جسارتی را نمی داد، دلمان داغ داشت و چند روزی به عزای مردمان رنج دیده و نجیب غرب وطن گذرانده بودیم.

ابتدای شهر دماوند همیشه ترافیک هست، هوس نان تازه و گرم دست از سرم برنمی دارد تا آنکه یک نانوایی بربری پیدا می کنیم و فقط چند دقیقه بعدش سفره مفصل صبحانه مون براه شده با پنیر و نان و خیار نمک زده و  لیموی تازه چکانده شده و البته که نیمروی امین ساز ؛)

 هوا تازه تاریک شده و به بندر جان ترکمن رسیدیم. به بازارچه ساحلی بندر می رویم، دیدنی ترین جا بعد از تالاب و دریا. و از شوق اجناس خوب با قیمت نصف یا کمتراز آن در مقایسه با تهران از هر آنچه که تصورش را می کنید و نمی کنید خرید های بدرد بخور از لوازم پرکاربرد و هدیه ی خانه نویی دوستان و شیرینی ها و بورک ها بندر ترکمنی می کنیم و خلاصه می توانم بگویم هیجان انگیزترین خرید هایمان را انجام می دهیم.این بازارچه و خرید ازش رو به همه پیشنهاد می کنیم، پشیمانی ندارد خیالتان تخت.

بازارچه ساحلی بندر ترکمن
بازارچه ساحلی بندر ترکمن

ساحل و اسکله ی بندر ترکمن شبیه سایر اسکله های دریای خزر نیست و بدلیل عدم گردش آب در خلیج سالهاست که سطح آب به عقب رفته و یک جورایی تنها کسانیکه قایق کرایه می کنند و برای دیدن جزیره ی آشوراده یا تالاب و مناطق دورتر کرایه قایق را می پردازند می توانند از نزدیک دریا را ببینند!

دیدن دریا را به روشنایی موکول می کنیم و حالا داریم دنبال ماشین صاحب سوییتی می رویم که در اسکله بهمان قول سوییت در خانه خود را داده است. همه چیز خوب است و جای خواب نرم و گرم و (در مرحله بعدی تمییز) همه ی آن چیزیست که ما می خواهیم نه بیشتر.

دار قالی با نقشه ی ترکمنی
دار قالی با نقشه ی ترکمنی

روز دوم: بندرترکمن، جزیره آشوراده، گنبد کاووس، خالدنبی و تپه ماهورهای هزار دره

از اسکله تا جزیره آشوراده با قایق حدود ده دقیقه راه است. قایق دربستی می گیریم و به توصیه ی مسئول اجاره ی قایق، گشت در اطراف تالاب و فانوس دریایی و پل رضا شاه را هم بهمراه جزیره درخواست می کنیم که همگی ۱۲۰ هزار تومان تمام می شود . در گذر از تالاب دسته ی فلامینگوهای صورتی و اردک خاکستری و مرغ دریایی و شاهین و گراز و شغال می بینیم، عجب طبیعتی … در آن سوی جزیره که هیچ صدایی جز طبیعت نمی آید ، آن جا که دریا و آسمان در یک خط غیر قابل تفکیک به هم می آمیزند در سکوت محو چشیدن می شویم فقط صدای آواز های مرغان دریایی می آید و موج های آرام زیر قایق. اما از دیدن عمق کمتر از ۱ متر زیر قایق به فکر این می افتم که چقدر طول می کشد اینجا هم خشک و خالی از آب خواهد شد؟

پل چوبی که رضا شاه در اسکله ساخت
پل چوبی که رضا شاه در اسکله ساخت

 

بقایای فانوس دریایی زمانیکه بندر محل آمد و رفت کشتی ها و نفتکش های بزرگی بوده
بقایای فانوس دریایی زمانیکه بندر محل آمد و رفت کشتی ها و نفتکش های بزرگی بوده

 

 

تالاب انزلی با پوشش حیوانی غنی و آرامشی که مدیون دور بودن از جزیره است
تالاب انزلی با پوشش حیوانی غنی و آرامشی که مدیون دور بودن از جزیره است

 

پشت دریا شهریست...
پشت دریا شهریست…

از تمام جزیره ی آشوراده که بیشتر حالتی نظامی داشت تا تفریحی( البته ما اولین مسافران صبحگاهی بودیم و خیلی زود به زیارت جزیره رفته بودیم) اسکله چوبی و زیبایش ما را بیشتر با خود نگه می دارد.

اسکله ی چوبی جزیره آبسکون، آشوراده انگار سالهاست در انتظار معشوقه اش است
اسکله ی چوبی جزیره آبسکون، آشوراده انگار سالهاست در انتظار معشوقه اش است

 

اولین بار بود در شمال ایران و درست کنار بندر شتر می دیدیم. 🙂 مواظب باشید، شترها دو نوع اند، وحشی هایشان رحم ندارند ؛)

شترهای وحشی بندر انزلی
شترهای وحشی بندر انزلی

 

 با گذر از آق قلا به گنبد کاووس و دیدن بلندترین قلعه ی آجری دنیا به ارتفاع مجموعا ۷۲متریعنی گنبد قابوس می رویم.

گنبد قابوس
گنبد قابوس

 

سلطان کاووس وشمگیراین بنا را در سال چهارصد پس از هجرت ساخت. سلطان کاووس شاعر و هنرمند بود و همین نکته لذت بردن از این برج را دو چندان بیشتر می کند. درزیر گنبد برج و روی هر ضلع قسمتی از کتیبه ای با آجر نگارش شده که ترجمه آن ها را از ویکی پدیا اینجا می گذارم:

  • به نام خداوند بخشندهٔ مهربان
  • این است کاخ باشکوه
  • امیر شمس معالی
  • امیر پسر امیر
  • کاووس فرزند وُشمگیر
  • فرمان داد به ساخت آن در دوران زندگی‌اش
  • سال سیصد و نود
  • و هفت هجری قمری
  • و سال سیصد و هفتاد
  • و پنج خورشیدی

فکر کردم شاید بد نباشد این هم اضافه کنم که گنبد آجری قابوس به عنوان بلندترین برج آجری دنیا به ثبت میراث جهانی رسیده است.

همان بالایی، در کنار بورک خوشمزه ی ترکمنی :)
همان بالایی، در کنار بورک خوشمزه ی ترکمنی 🙂

و جاده ی بی نظیر و حیرت آور خالدنبی، در بالای تپه ماهورهای هزار دره روستای گچی سو بالا که هر آنچه از ابهت، صلابت و زیبایی آن ها بنویسم و عکس بگذارم تا با چشم سر و جان نبینیدشان نمی توانید خود را جای من بگذارید. آسمان یکدست آبی ست و ابرهای پنبه ای به مسافرانی می مانند که از آن بالا برایمان دست تکان می دهند و سفر بسلامت می گوییند. من درباره ی تپه ماهورها مطالعه نکرده بودم اما نمی دانم چطور این حس که اینجا دنیای زیر دریا بوده انقدر قوی به جانم افتاد و نمی دانم چرا اینقدر به درستی این احساسم می بالم شاید دلم می خواهد باور کنم که آنقدر به طبیعت عشق ورزیدن را دوست دارم که ازاو هم شروع به حرف زدن با من کرده است! شاید.

شروع سلوک ما در میان هزاردره ی تپه ماهورها
شروع سلوک ما در میان هزاردره ی تپه ماهورها

 

و من بوی دریا، صدای دلفین ها و نفس گرفتن نهنگ های این دریا را حس می کردم
و من بوی دریا، صدای دلفین ها و نفس گرفتن نهنگ های این دریا را حس می کردم

آن جا، آن بالا روی کوهی که گوگجه داغ نام دارد، قرارگرفته. مقبره ی چوپان آتا از اولیای گمنام از همین فاصله هم زیباست. تا رسیدن به زیارتگاه سربالایی هایی با شیب ۳۰درجه و طولانی رو بالا می رویم و به محلی نسبتا مسطح روی تپه می رسیم و جمعیت زیادی رو در حال پیکنیک و کمپینگ و ناهار و استراحت می یابیم.

خالد نبی از پیامبران پس از حضرت عیسی ست که نزد ترکمن ها محبوبیت فراوانی دارد. مقبره عالم بابا که می گویند پدر همسر خالد بن سنان هست نیز در جنوب بقعه خود او قرار گرفته. اما همگی در عین سادگی بنا بسیار دوست داشتنی و خیره کننده و سرشار از آرامش هستند.

آرامش گاه چوپان آتا بر بلندای منظره ی تپه ماهورها
آرامش گاه چوپان آتا بر بلندای منظره ی تپه ماهورها

تپه ماهورها در فروردین و اردیبهشت تماما سبز می شوند و مناظر بی نظیر زیارتگاه خالد نبی زیباتر می شوند .ما هم تصمیم می گیریم دیدار گورستان رازآلود خالد نبی را به سفر بعدی در یکی از این ماه ها بندازیم تا دلیل محکمی برای دوباره دیدن و بودن در این دره های سر از آب بیرون آورده داشته باشیم.

شب شده و ما بدنبال جای خواب می گردیم. در خان ببین یک اقامتگاه درست در مسیر آبشار شیرگاه وجود دارد. تماس که می گیریم منصرف می شویم. خیلی گرانتر از بودجه ی ماست، ۱۲۰ هزار تومان! محال است. با اینکه وسایل کمپینگ و چادر و زیرانداز و پتوو کیسه خواب و ملافه و زغال و همه چیز همراهمان است اما شب های پاییزی شمال برایمان شدنی نیست .چون یکجا مان نیستیم و هر روز از صبح خیلی زود تا تاریک شدن هوا کلی جا در مسافت های نه چندان نزدیک را می رویم و می بینیم پس اگر شب نتوانیم خوب بخوابیم فردایمان تلف شده است.

تصمیم گرفتیم به رامیان برگردیم و آنجا یک سوییت ارزان کرایه کنیم و صبح به دیدن جنگل ودریاچه گل برویم. اما شانس مان گفته بود که مردی مهربان  که کنار خانه و باغچه محل سکونت خود دو سوییت بسیار تمییز و زیبا با همه ی! ، تکرار می کنم همه ی امکانات ،ساخته است را کنار جاده شهر دلند می بینیم درست وقتی در حال چای خوردن هستیم وباورتان نمی شود که آن بهشت برین را با ۴۰ هزار تومان گرفتیم.

سوییت به این زیبایی در میانه ی باغچه ی پرگل در دلند
سوییت به این زیبایی در میانه ی باغچه ی پرگل در دلند

روز سوم: آبشار هفتگانه شیرآباد، جنگل رامیان و دریاچه گل رامیان،آبشار کبودوال علی آباد کتول

آبشار شیر آباد در خان ببین، با ورودی ای از دل جنگل آغاز می شود. ۴هزار تومان هزینه ورود به محدوده و پارکینگ برای هر خودرو می باشد. از جاییکه ماشین را پارک می کنیم حدودا بیست دقیقه ترکینگ سبک با عبور از مسیرهایی که راحت سازی شدند تا همه ی افراد بتوانند خود را به آبشار اول برسانند طول می کشد تا به آبشار حدود ۳۰متری اول برسیم. مسیر آبشارهای بعدی جان می دهد برای جنگل نوردی و ترکینگ که فعلا در مجال اولین شمالشرق گردی ما نمی گنجد.

مسیر روحنواز آبشارهای شیرآباد
مسیر روحنواز آبشارهای شیرآباد

 

اولین و گمانم بلندترین آبشار شیرآباد ایشون هستند
اولین و گمانم بلندترین آبشار شیرآباد ایشون هستند

 

خان ببین، شهر آبشارهای سنگی
خان ببین، شهر آبشارهای سنگی

 

جنگل پاییزی و دریاچه گل رامیان هر دو از باید هاییست که مو لای درزش نمی رود.

دریاچه فیروزه ای رنگ رامیان
دریاچه فیروزه ای رنگ رامیان

 

و جنگل بی مثال رامیان در پاییز
و جنگل بی مثال رامیان در پاییز

به طرف علی آباد کتول برمی گردیم .از آبشار خزه ای کبودوال شنیده ایم و با آنکه فکرش را نمی کردیم اینهمه آبشار ببینیم پیش از ظهر در مسیر کبودوال قرار داشتیم. در دل جنگل های پیر گلستان، راه های سنگی و پر شیب، یادم هست بی تاب بودم این پله های سنگی و سربالایی پراز پبچ تمام شود و ببینم کبود وال ارزشش را داشته یا نه! اما وقتی چشمم به این آب ریزِ سبز و دوست داشتنی افتاد خیلی برای یادآوری سربالایی های راه دیر شده بود.

نوشیدن چای در کنار آبشار از فلاسکی که حالا بیشتر از ۴سال است همراه همه ی ماجراجویی های لوکس و غیر لوکس مان بوده، گفتن ندارد دیگر.

مسیر بهشتی در جنگل های علی آباد کتول بسمت آبشار خزه ای کبود وال
مسیر بهشتی در جنگل های علی آباد کتول بسمت آبشار خزه ای کبود وال

 

باز هم در دل جنگل برای رسیدن به کبود وال
باز هم در دل جنگل برای رسیدن به کبود وال

 

و برای دیدن کبود وال بهتر است به صدای قطره های نقره ای گوش و چشم بسپرید:

 

 

 

و فردا آخرین روز سفر است. به گرگان رسیده ایم. درست هنگام تاریکی هوا. درست است که دغدغه جای خواب داریم اما وقت برای جا پیدا کردن اونهم برای ما که همیشه از لطف و نظر خداوند مهربان سقفی بالای سرمان پیدا شده، بسیار است. پس امین پیشنهاد می دهد برویم جاده ی هزار پیچ ، عجب پیشنهادی ؛)

تپه ای مشرف به شهر، که از وسط پارک جنگلی می گذرد و شبیه پارک جنگلی لویزان تهران است.

گفتم نگران جای خواب نباشیم، وقتی چند قدم با رفتن به هتل فاصله ای نداشتیم، آقای سوییتی مهربان خود را نشان داد و اینگونه به سوییت تمییز و راحت اش رفتیم و آنقدر احساس خانه بهمان دست داد که بعد از یک ربع از رسیدنمان تا فردا صبح اش خوابیدیم و فرصت نکردیم حتی کوله هامان را باز کنیم =)

روز چهارم: گرگان گردی و بازگشت

ساعت هنوز ۱۰ صبح نشده اما پارک جنگلی النگدره پر است از ورزشکاران و دوندگان صبحگاهی و مردمی که برای هواخوری و پیاده روی در هوای فوق العاده ی پاییزی آمده اند. زمین در دو طرف جاده ی آسفالته از برگ های سرخ و زرد رنگی آتشین گرفته و اگر سکوت کنیم هر چند ثانیه از یکی از جهات صدای افتادن بلوطی از درختان بلند وبا شکوه به گوشمان می رسد و ذوق زده می شویم.

النگدره و صبح پاییزیه و صبح پاییزی
النگدره و صبح پاییزیه و صبح پاییزی

 

پارک جنگلی النگدره و درختان دلربایش
پارک جنگلی النگدره و درختان دلربایش

 

بلوط های النگدره ستاره باران راه انداخته بودند
بلوط های النگدره ستاره باران راه انداخته بودند

 

وقت رفتن به آبشار زیارت است که در انتهای بلوار ناهارخوران جایی در نزدیکی روستایی به همین نام در میان جنگل ها انتظار ما را می کشد که به دست بوسی اش شرفیاب شویم. جنگل هایی که رنگ پاییز گرفتند و کاملا زرد و سبز رنگ پریده اند. در قیاس با آبشارهایی که در مسیر سفر دیده ایم آبشار زیارت خیلی از وقتمان را نمی گیرد که شما هم با دیدن و مقایسه عکس ها حتم دارم قانع می شوید چطور!

آبشار زیارت، در قلب روستای زیارت و جنگل های نهار خوران گرگان
آبشار زیارت، در قلب روستای زیارت و جنگل های نهار خوران گرگان

 

پل زیارت
پل زیارت

 

گرگان گردی ما از بافت قدیمی شهر و امامزاده ای که در دل بافت جای داشت شروع شد و بمناسبت رحلت پیامبر به همان جا ختم شد چون موزه ها و خانه های قدیمی بسته بودند.

رواق آجرکاری زیبای امامزاده اسحاق در بافت قدیمی شهر گرگان
رواق آجرکاری زیبای امامزاده اسحاق در بافت قدیمی شهر گرگان

 

خانه ی سنتی باقری ها در محله ی نعلبندان گرگان
خانه ی سنتی باقری ها در محله ی نعلبندان گرگان

 

برای ناهار به رستوران عمارت رفتیم . بشدت و اکیدا پیشنهاد می کنم یک وعده را در عمارت تجربه کنید؛ چرا که سبک معماری و تزییات مراکشی با طعم خوب و قیمت مناسب غذاهایش خاطره ی خوش گرگان رو در ذهن تون حفظ خواهد کرد.

 

معماری و بنای زیبای رستوران عمارت گرگان
معماری و بنای زیبای رستوران عمارت گرگان

 

نمونه ی خوشمزه ی عمارت، جای همه خالی ؛)
نمونه ی خوشمزه ی عمارت، جای همه خالی ؛)

 

در راه بازگشت به تهران، به دیدن گورستان اسرارآمیز چاه سفید در شهر گلوگاه و روستای سفید چاه و رفتگان خوش اقبالش می رویم.
گورستانی با سنگ قبرهای عمودی و نظریه هایی در خصوص اینکه اینجا نخستین قبرستان مسلمانان در ایران بوده که اهالی آن اعتقاد دارند، خاک سفیدش، نمی گذارد اجساد مرده ها پوسیده شود یا اینکه باور دارند، اگر مرده ها را در این گورستان دفن کنند تمام گناهان مرده ها بخشیده می شود. عجیب بودن این گورستان و اعتقادات جالب روستائیان باعث شده تا مردم گلوگاه از ۵۰ آبادی دور و اطراف، مرده هاشون را به دوش بگیرند و راهی روستا بشوند تا بتوانند برای رفتگانشان جایی در گورستان سفید چاه پیدا کنند.

 

گورستان اسرارآمیز چاه سفید
گورستان اسرارآمیز چاه سفید

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.