سوباتان، بهشت ایران

سفر ۴ روزه به حاشیه غرب دریای خزر و سوباتان زیبا

توسط

سفرنامه اسالم-خلخال، اردبیل، آستارا، تالش و بهشت سوباتان

سفر ما به حاشیه غرب دریای خزر یکی دیگه از سفرهای یهویی ما بود که توش لزوما مقصد خاصی نداشتیم. تا اسالم-خلخال ش رو مطمئن بودیم ولی از بعدش رو سپرده بودیم دست تقدیر و سرنوشت و هیجان خود سفر. جاده اسالم-خلخال نیاز به تعریف نداره و به نظر من زیباترین جاده کوهستانی ایرانه. ولی توی این سفر جاهای هیجان انگیز و بی نظیر دیگه ای هم منتظرمون بود که اوجش بهشت ایران سوباتان بود. سوباتانی که تا چند ساعت قبل رفتنش هیچ برنامه ای براش نداشتیم و حتی هوا رو هم چک نکردیم و با ماشین خودمون قصد کردیم تا بالاش بریم!

مسیر سفر ما به شمال غرب دریای خزر (اسالم-خلخال، اردبیل، گردنه حیران، آستارا، تالش، سوباتان)
مسیر سفر ما به شمال غرب دریای خزر اسالم-خلخال، اردبیل، گردنه حیران، آستارا، تالش، سوباتان

روز اول: حرکت از تهران، اسالم-خلخال

صبح زود ساعت ۶ از تهران راه افتادیم رفتیم به سمت اسالم که تا ظهر تا بعد از ظهر را رو در جاده زیبای اسالم خلخال باشیم. صبحانه رو بعد از قزوین نیمرو درست کردیم خوردیم و حدود ساعت ۱۳ به اسالم رسیدیم (کمی ترافیک بود وگرنه زودتر باید می رسیدیم).

جاده زیبای اسالم به خلخال
جاده زیبای اسالم به خلخال

 

نیمرو زنی در جاده اسالم خلخال
نیمرو زنی در جاده اسالم خلخال

در جاده زیبای اسالم خلخال چند بار وایسادیم عکس گرفتیم، بلال روغنی خوردیم، و نزدیک پونل (نرسیده به خلخال) بساط جوجه کباب رو علم کردیم و جوجه زدیم. البته بین مسیر گذری هم به پونل زدیم و روستای زیبای جهانگیریه رو دیدیم.

یکی از لذت های سفر جوجه زدن وسط جاده اشه
یکی از لذت های سفر جوجه زدن وسط جاده اشه
روستای جهانگیریه
روستای جهانگیریه، غبطه میخورم به جایی که صبح ها از خواب پا میشن و توش نفس میکشند

حدود ساعت ۷ به نزدیک خلخال رسیدیدیم (کل این مسیر حدود ۳-۴ ساعته که البته بستگی داره بینش چقدر وایسید عکس بگیرید و ناهار بخورید!). هوا داشت تاریک می شد و ما هم قصد داشتیم خونه روستایی بگیریم. پس یه خونه روستایی خوشکل کرایه کردیم و شب رو اونجا خوابیدیم.

روز دوم: دریاچچه نئور، پل معلق مشکین شهر

صبح روز دوم کمی دیرتر پاشدیم، صبحانه را نون پنیر و نیمرو خوردیم و راه افتادیم. طرفای ساعت ۱۰ به خلخال رسیدیم، بنزین زدیم و یک راست به سمت اردبیل حرکت کردیم. قبل از اردبیل تابلوی دریاچه نئور رو دیدیم. از اونجایی که اسمش رو قبلا شنیده بودم کنجکاو شدیم بریم ببینیم چیه. مسیر زیبای دشت گونه و پر پیچ و خم حدود یک ساعته ما رو به دریاچه نسبتا بزرگی رسوند که با مسیر آفرود وصل می شد به سوباتان.

دریاچه نئور، اردبیل
دریاچه نئور، اردبیل

از دریاچه نئور برگشتیم و به سمت اردبیل رفتیم. در اردبیل کمی خریدهامون رو انجام دادیم و حرکت کردیم به سمت مشکین شهر، برای دیدن طولانی ترین پل معلق خاور میانه. حدود ساعت ۴ بود که به مشکین شهر رسیدیم. پل بسیار زیبایی بود که البته شلوغی اون روزها کمی از زیبایی پل معلق مشگین شهر کم کرده بود.

پل معلق مشکین شهر، طولانی ترین پل معلق خاورمیانه که یک قسمت شیشه ای هم وسطش داره
پل معلق مشکین شهر، طولانی ترین پل معلق خاورمیانه که یک قسمت شیشه ای هم وسطش داره

برنامه بعدیمون بعد از مشکین شهر، جنگل فندقلو بود که البته شب رفتنش فایده ای نداشت. پس شب رو در شهری نزدیک فندقلو به اسم نمین در خونه یکی از اهالی (که زنبوردار بود) خوابیدیم. شب رو از سوسیس هایی که با خودمون اورده بودیم و توی یخ نگه داشته بودیم ساندویج درست کردیم و خوردیم.

روز سوم:جنگل فندقلو، جاده آستارا-تالش، روستای سوباتان

صبح حوالی ساعت ۱۱ بعد از خرید مقداری عسل از صاحبخونه به سمت جنگل فندقلو حرکت کردیم. کل مسیر و خود جنگل واقعا زیبا بودند. یک دریاچه مصنوعی در ابتدای مسیر بود که مقداری در آنجا توقف داشتیم و بعد از اون هم جنگل های زیبایی که پر بود از اسب و گاو. انتهای این مسیر به تلکابین فندقولو ختم میشد (مسیر تله کابین از فندقلو به گردنه حیران بود ) که البته ما که قصد سوار شدن نداشتیم به سمت آستارا حرکت کردیم.

 

جنگل و مراتع زیبای فندق لو
جنگل و مراتع زیبای فندق لو

برنامه بعدی ما رفتن به سوباتان بود (البته خیلی یهویی همچین برنامه ای چیدیم!) و برای این کار باید ابتدا به آستارا و بعد از اون به تالش می رفتیم. گردنه حیران (اردبیل به آستارا) علی رغم چیزهایی که شنیده بودیم اونقدرا هم فوق العاده نبود و در مقابل جاده هایی مثل اسالم خلخال، مازیچال، ماسال، جواهردشت و .. به نظرم هیچ حساب میشه. ولی جاده آستارا- تالش زیباترین جاده بین شهری غیر کوهستانی بود که تا به حال دیده بودم. یک سمت دریا و یک سمت جنگل با خونه های فوق العاده زیبا و نم بارون واقعا رانندگی توی این جاده رو لذت بخش می کنه.

حدود ساعت ۳ به تالش رسیدیم، وارد جاده رویایی سوباتان شدیم. آسفالت ابتدای جاده ما رو گول زد و طبق معمول تصمیم گرفتم تا خود سوباتان با ماشین بریم (ریو). جاده فوق العاده زیبا بود و البته سخت برای ماشین غیر آفرود، که خداروشکر بارون نمی یومد و تونستیم سالم و سلامت بعد از حدود ۳ ساعت به بهشت سوباتان برسیم. نزدیک غروب بود، در مهمانسرای سید ساکن شدیم. زیر بارون با هیزم آتیش درست کردیم و سوسیس کبابی و بلال و چایی ذغالی خوریم.

ابتدای جاده زیبای سوباتان که ما رو با اشتباه انداخت که می تونیم تا آخرش رو با ماشین خودمون بریم و فرداشم برگردیم، که البته تونستیم ولی با به غلط کردن افتادن!
ابتدای جاده زیبای سوباتان که ما رو با اشتباه انداخت که می تونیم تا آخرش رو با ماشین خودمون بریم و فرداشم برگردیم، که البته تونستیم ولی با به غلط کردن افتادن!

چایی و بلال زغالی کنار کلبه شب یکی از بکرترین طبیعت های ایران، ییلاق سوباتان
چایی و بلال زغالی کنار کلبه در شب یکی از بکرترین طبیعت های ایران، ییلاق سوباتان

روز چهارم: روستای سوباتان، ساحل و روستای حویق

حدود ساعت ۹ از خواب بیدار شدیم و تصمیم گرفتیم قبل از خوردن صبحانه مقداری در سوباتان پیاده روی کنیم. به یکی از قله های اطراف سوباتان رفتیم و توی مه صبحگاهی به صدای آواز چوپان ها گوش دادیم. بعد از پیاده روی و لذت بردن از طبیعت و هوای اطراف، برگشتیم به مهمانسرا، صبحانه خوردیم و منتظر شدیم آب های جمع شده از بارون دیشب کمی خشک بشن تا بتونیم حرکت کنیم.

سوباتان، بهشت ایران
سوباتان، بهشت ایران

 

قبرستان قدیمی سوباتان
قبرستان قدیمی سوباتان

مسیر برگشت خیلی سخت گذشت، تمام مسیر مه بود و ما در جاده گلی حرکت می کردیم. برای اولین بار بود که برای ماشین اوردن به غلط کردن افتادم! بالاخره طرف های ساعت ۳ به تالش رسیدیم. ناهار رو در تالش در رستوران نارنج خوردیم، که انصافا قیمت های مناسب و غذاهای خوبی داشت.

تعریف روستا و ساحل حویق رو از روی تابلوهای جاده آستارا-تالش شنیده بودیم پس مقصد بعدی ما روستای حویق بو و قصد کردیم امشب رو اونجا بخوابیم. اگر بارون نمی یومد کمپ چادر میزدیم و اگر میومد خونه روستایی می گرفتیم. ساحل حویق، خلوت و آروم و برخلاف سواحل حاشیه دریای خزر، تمیز بود. بعد از پرسه زدن و عکس گرفتن در یک خونه روستایی ساکن شدیم و برای شب گردی به آستارا رفتیم. توی بستنی فروشی نعمت آستارا بستنی خوردیم، نون خریدیم و بعد از کمی چرخ زدن به حویق برگشتیم و شب را در خونه روستایی خوابیدیم.

ساحل صدفی زمرد حویق
ساحل صدفی زمرد حویق، قطعا جاده آستارا تالش یکی از زیباترین و سرسبزترین جاده های بین شهری ایرانه. با ساحل های به مراتب تمیزتر و زیباتر از ساحال های حاشیه جنوبی دریای خزر.

 

من و ساحل زیبای حویق
من و ساحل زیبای حویق

 

روز پنجم: حرکت به سمت تهران

صبح عید قربان بود و خانواده هم خونه ما گوسفند قربونی کرده بودند و در حال کباب کردن گوشتش بودند. بعد از کلی ماجرا که برای جا موندن سوییچ توی ماشین پیش اومد و کمک های اهالی حویق بهمون، بلخره تونستیم طرف های ظهر از مردم مهربون اونجا خداحافظی کنیم و به سمت تهران حرکت کنیم.

 

اینجا حویق، شهر کوچک بسیار زیبا بین آستارا و تالش با کوچه باغ های مسحور کننده و مردم فوق العاده
اینجا حویق، شهر کوچک بسیار زیبا بین آستارا و تالش با کوچه باغ های مسحور کننده و مردم فوق العاده

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.