مسیر جاده جنگلی لفور

سفر دو روزه به نور، الیمالات و لفور (شیرگاه)

توسط

برای تعطیلات نیمه خرداد ماه به دعوت یکی از دوستامون قرار گذاشتیم از مسیر جاده هزار که ترافیک کمتری داشت با ماشین شخصی بریم سمت نور و فریدونکنار و برای اقامت در ویلای دوستامون باشیم.

روز اول: جنگل ها و دریاچه زیبای الیمالات

صبح زود حدود ۷ از خونه راه افتادیم در حالیکه صبحانه سبکی برداشتیم که توی مسیر بخوریم. از سمت شرق تهران و از راه جاده هراز تا خود فریدونکنار حدود ۴ ساعت راه بود که با یه توقف برای بنزین و یه صبحانه ساعت ۱۱ صبح به مقصد و محل ویلای دوستامون رسیدیم.

نقشه تهران به فریدونکنار
نقشه تهران به فریدونکنار

بعد از یه استراحت و چیدن گوجه سبزای خوشمزه ی درختای باغچه ی ویلا تصمیم گرفتیم برای ناهار جوجه ببریم جنگل الیمات که بعد از جنگل نور و خود شهر قرارداشت و تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید تا به جنگل برسیم و خب چون روز تعطیلی بود ترافیک هم توی مسیر بین شهری و بخصوص نور سنگین بود.

نقشه فریدونکنار به الیمالات
نقشه فریدونکنار به الیمالات

 

 

جنگل الیمالات که مشخص بود به وقت خلوتی و بکر بودنش خیلی زیباتر و دلرباتر هم هست با وجود همه ی شلوغی ها و انواع و اقسام آلودگی های صوتی و تصویری و از خیل جمعیتِ عشقِ طبیعت داخلش با فروتنی و مناعت طبع بالاش آغوش به رومون گشود و ما بالاخره بساط جوجه مون رو علم کردیم و دلی از عزا درآوردیم.

 

جنگل الیمالات
جنگل الیمالات

 

دریاچه و جنگل الیمالات
دریاچه و جنگل الیمالات

ناگفته نمونه که خرداد و مازندران و هوای شرجی و دم کرده ی جنگل صورتامون رو سرخ و بدنامون رو خیس کرده بود ولی صدای بلبل و دارکوب و مرغ کوکو و … به طاقتمون کمک می کرد.

برنامه بعد از ناهار و استراحت رفتن به دریاچه ی وسط جنگل بود که باید بگم جذاب ترین بخش روز اول هم بود. دریاچه ی الیمالات دورتا دورش جنگل و منظره کوه و دریای ابر بود. قایق های پدالی و موتوری دورتا دور دریاچه رو دور میزدن و یه جاهایی که دریاچه داخل جنگل می رفت از دیدتون پنهون می شدن.

 

دریاچه الیمالات
دریاچه الیمالات

 

 

دریاچه الیمالات و قایق های ماجراجو
دریاچه الیمالات و قایق های ماجراجو

راستش ما قایق سوار نشدیم چون صف انتظارش خیلی طولانی بود و حیفمون اومد غروب خورشید و تصویر بی نظیرش که توی آب دریاچه می افتاد رو بخاطر انتظار قایق سواری از دست بدیم.

و عجیب پاداش این انتخاب مون شیرین بود همونطور که توی عکس ها میشه دید.

 

غروب دریاچه الیمالات
غروب دریاچه الیمالات

بعد از دور سرتاسری دریاچه که سه وجهش از توی جنگل بود هوا دیگه تاریک و آسمونم نقره ای شده بود.جاتون خالی برای شام رفتیم یه رستوران محلی و غذای شمالی زدیم  بعدش تصمیم گرفتیم یه سر هم به ساحل بزنیم که امین هم خیلی سعی کرد اونجا با دوربین موبایلش و قابلیت های خیلی حرفه ای عکاسی ش  از دب اکبر که بالا سرمون واضح و شفاف دیده می شد عکس بگیره که یه نمونه از تلاشش رو میگذارم اینجا.اینطوری روز اولمون رو به خوشی خاطره کردیم.

عکاسی از دب اکبر
عکاسی از دب اکبر

روز دوم: جنگل های لفور و سد البرز در مسیر برگشت

روز دوم روز برگشت به تهران بود و برای استفاده حداکثری از زمانمون قرار شد صبحانه رو توی ویلا املت مفصل بخوریم و جم و جور کنیم و از جاده فیروزکوه که خلوت و به لوکیشنمون نزدیکتر بود برگردیم و ناهار رو خیلی سبک توی جنگل لفور در منطقه شیرگاه ماهی کبابی بزنیم.

نقشه شیرگاه به لفور و سد البرز
نقشه شیرگاه به لفور و سد البرز

از بازار ماهی فروش ها به اصرار و تبلیغ و ترغیب یکی از برادران ماهی فروش ماهی ای به اسم “سیلوری” خریدیم و به خیالمون یه ماهی خیلی کم استخون، خوشمزه، مخصوص کباب کردن و از همه مهم تر! ارزون خریدیم. اینکه میگم ارزون یعنی واقعا مفت ها…. ماهی کیلویی ۱۰ هزار تومن اصن دیدین شما؟ :))) پیرو این تجربه ی بی نظیر باید خدمتتون عرض کنم که این ماهی هیچ کدوم از مزایای نامبرده رو نداشت الا ارزونی. که ارزونی هم بی دلیل نمیشه هیچوقت اونم توی بحث ماهی کبابی.

اگر زمانی رفتید شمال و ماهی فروش با وجدان و عزیزی سعی در ترغیب تون برای خرید این ماهی کرد از ما گفتن آقا گول نخورید :دی  والا آدم اشتها و توانش رو که از سر راه نیاورده، در توضیح و بستن ماهی همین رو بگم که ما برنامه سبک و سریع ناهار ماهی کبابی مون ۳ ساعت زمان برد و دریغا که یه نفرمون سیر شده باشه :پی

جنگل لفور
جنگل لفور بکر و زیبای لفور

 

جنگل لفور
جنگل لفور

 

درسا منتظر ماهی کباق
درسا منتظر ماهی کباق:)

 

ماهی کباب بدمزه و چایی ذغالی خوشمزه =)
ماهی کباب بدمزه و چایی ذغالی خوشمزه =)

بعد از ناهار بسمت سد البرز که سلطان بی مثال سد های ایرانه بنظرم رفتیم. منظره سد که توی پایین ترین نقطه مرکزی جنگل قرار داشت معرکه بود. ولی متاسفانه برای دیدن ش جایی وجود نداشت و ما نهایتا از پشت فنس های یه قسمت که به سد مشرف بود موفق به دیدارش شدیم و عجب منظره ای!

جزیره ی تنها و کوچیکی که وسط درباچه و سد بود قابل وصف و حتی عکس برداری نیست.

سد البرز و جزیره دست نیافتنی اش
سد البرز و جزیره دست نیافتنی اش

بعد از دیدن سد از فاصله دور و پی بردن به اندوه دست نیافتنی بودن اش از جاده وسط جنگل بسمت مسیر برگشت به تهران حرکت کردیم و دیدن آبشار گزو که وصف اش رو خیلی شنیده بودیم رو به برنامه بعدی موکول کردیم.

مسیر جاده جنگلی لفور
مسیر جاده جنگلی لفور

 

طی جاده فیروزکوه حدودا ۴ ساعته به تهران رسیدیم.

 

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.