فستیوال اونام، ایالت کرالای هند،شهر کوچی، رنگولی طرح گل های رنگی

سفرنامه هند: قسمت اول، کرالا و وصف بی مثالش…

توسط

در برابر هند

دیروز که از پرواز سریلانکا به هند جا ماندیم، با پرداخت جریمه ی ۲۰۰ دلاری برای صبح فردا بلیط های جایگزین تهیه کردیم؛ بلیط هایی که آسان بدست نیامدند و دو ساعت تمام عرق ریزان از این طرف فرودگاه به آن طرف دواندنمان و در نهایت شب را در فرودگاه کلمبو سر کردیم تا خدای ناکرده بلایی که یک بار سرمان آمد دوباره تکرار نشود. باورمان نمی شود بعد از آنهمه سختی حالا در هند هستیم؛ جنوبی ترین ایالت این شبه قاره ی افسانه ای، شهر کوچی در ایالت کرالا.

ایالت کرالا، کوچی
ایالت کرالا، کوچی

رسیدن به وقت کوچی
رسیدن به وقت کوچی

بلافاصله بعد از تحویل گرفتن کوله هایمان ، سراغ گرفتن سیم کارت می رویم. سیم کارت را با قول فعال شدن بعد از سه ساعت تحویل می گیریم و بدون اینترنت وارد ایالت کرالا می شویم (نمی دانم هیچ ایرانی تا به حال به این ایالت آمده یا نه ولی هرچه قبل از رسیدن جستجو می کنیم سفرنامه ای پیدا نمی کنیم!).  و هند در برابر ما ایستاده بی آنکه بدانیم چند قطره از اقیانوس ناشناخته ها و عجایب اش را خواهیم نوشید. آدرس خانه را از “آرویند” میزبان کوچسرفینگی امشبمان گرفتیم. با خودمان می گوییم ریسک نکنیم و اولین مسیر در هند پهناور را با ریکشا (همان توک توک سریلانکایی ها، تاکسی ارزان سه چرخ) برویم. ولی باز کله خری می کنیم و سراغ اتوبوس را می گیریم. بعد از دو ساعت با دو کورس اتوبوس و بیست دقیقه پیاده روی به خانه آرویند می رسیم. (اتوبوس های شهری اینجا یک چیزی مانند اتوبوس های دهه پنجاه ما هستند.)

ایشون مواظب بودن همه کرایه اتوبوس شون رو بپردازند و بعد با زنگ بالای سرش به راننده اعلام می کرد که حرکت کنه
ایشون مواظب بودن همه کرایه اتوبوس شون رو بپردازند و بعد با زنگ بالای سرش به راننده اعلام می کرد که حرکت کنه

یکی از فرعی های خیابان “چیتور”، شهر کوچی، ایالت کرالا، کشور هند. جایی که من را یاد خانه های کپری و زباله ای فرحزاد بالا در تهران می اندازد؛ شبیه محله زاغه نشین های هند.کوچه ای به باریکی کمتر از دومتر، خانه ها ویرانه اند، ولی لباس های زیر و رو! بر روی دیوار بیرونی خانه در معرض دید پهن شده اند .بوی زباله های مانده می آید و همچنان در حال عرق ریختن ‌. یعنی اینجاس؟

یکی از بدترین اتاق های هند برای اقامت

با زحمت خانه آرویند را پیدا می کنیم. اینجا هم خانه اوست و هم محل کارش، “آرویند اِنوِلوپ”. آرویند خانه نیست، خط و اینترنت هم هنوز وصل نشده است که با او تماس بگیریم. مادرش را پیدا می کنیم و با زبان بی زبانی خودمان را معرفی می کنیم. ما را به اتاقمان راهنمایی می کند. گلدان های تراس خشک شده و تارهای عنکبوت سرتاسر آن ها را گرفته. از زندگی خبری نیست.  باورمان نمی شود بعد از چند روز سخت قرار است امشب را اینجا بمانیم. هنوز امید داریم اتاق بهتری نصیبمان شود که آرویند سر می رسد و مطمئن می شویم درست آمده ایم!اتاق آنقدر کثیف و بهم ریخته ست که دلم نمیاد با لباس های کثیف و خیسم حتی روی یکی از صندلی های پلاستیکی یا تخت زهوار در رفته اش بنشینم . خیال حمام تمیز و آب گرم هم مثل حبابی می ترکد. از پله ها به خانه ی روبرویی نگاه می کنم، نه دری و نه پنجره ای دارد و گیاهان شبیه لجن سقف و حواشی آن را سفت در آغوش گرفتند. روی پشت بام کنار اتاق مذکور پراز آشغال ست. شیر آبی که همه جایش تار عنکبوت بسته ولی معلوم است از آن استفاده می کنند. آرویند مهربان است اما انگار اوضاع از نظر او کاملا عادی و خوب است و ذره ای از استیصال ما را هم حس نمی کند. چند ساعت گذشته و هنوز سیم کارت فعال نشده و اینترنت نداریم. امروز اینجا تعطیل رسمی است (به مناسبت عید قربان مسلمانان) و نمایندگی اوپراتور وُدافون باز نیست.

شاید اگر بعد از یک شب آرام و خواب کافی؛ تمییز و بدون عرق بودیم و غذایی خوشمزه و مقوی خورده بودیم و به خانه ی آرویند می آمدیم، برایمان آنقدر وحشتناک نبود، اما این خانه با همه ی تصورات و حداقل هایمان جور در نمی آمد، پس کوله هایمان را باز نکرده روی دوشمان انداختیم و به مادر آرویند گفتیم که برای دیدن فورت کوچی می رویم… رفتنی که بازگشتی نداشت ….

قسمت غربی محل اقامت بالقوه ی ما در منزل آرویند در کوچی
قسمت غربی محل اقامت بالقوه ی ما در منزل آرویند در کوچی

خانه ی میزبان مان در کوچی، مجموعه ی آرویند
خانه ی میزبان مان در کوچی، مجموعه ی آرویند

کوچی فورت، ساحلی زیبا اما پر از زباله !

اینجا “کوچی فورت” ساحل کرالا در جنوب هند با چیزهایی که ازش شنیده بودیم به کلی فرق دارد. شنیده بودیم شهرهای ساحلی جنوب هند توریستی هستند و نسبت به شهرهای شمالی و مرکزی امکانات بهتری دارند و تمیز ترند. ولی خب در خود شهر که هیچ خبری از این چیزها نبود. امید داشتیم لب ساحل یک جای آرام گیر بیاوریم و بنشینیم، یک رستوران خوب پیدا کنیم و بعد از سه روز نخوردن غذای درست حسابی (سیر کردن شکم هایمان با بیسکوییت) دلی از عزا دربیاوریم. به ساحل کوچی فورت که می رسیم کل کاخ آرزوهایمان خراب می شود. جزو انگشت شمار توریست های اینجا و تنها کوله به دوش ها هستیم. ساعت سه ظهر است و گرمای آفتاب مستقیم. بستنی می خریم و ترجیح می دهیم حالا که اینجاییم لب ساحل در جوار آشغال ها و از بین انبوه دست فروش ها قدم بزنیم و لذت ببریم.

ساحل فورت کوچی
ساحل فورت کوچی

ماهیگیر کوچی ای :)
ماهیگیر کوچی ای 🙂

فورت کوچی در همه ی ساعات روز شلوغ و پر از بازدیدکننده
فورت کوچی در همه ی ساعات روز شلوغ و پر از بازدیدکننده

بستنی های کوچی در گرمای تابستان بسیار دلچسب بود
بستنی های کوچی در گرمای تابستان بسیار دلچسب بود

هتل فرودگاه

تصمیم مان را گرفتیم که با اتوبوس به فرودگاه کوچی برویم، آنجا رستورانی پیدا کنیم و غذایی بخوریم و سیم کارتی که هنوز بعد از ۶ ساعت فعال نشده بود را به بادجه ای که ازش خریده بودیم ببریم تا یا راه بیاندازدش و یا عوضش کند، بعد شب را در کیسه خواب هایمان در فرودگاه بزرگ کوچی بخوابیم تا پرواز فردا به بمبئی را از دست ندهیم و لااقل از نظر سرویس بهداشتی و تهویه هوا راحت باشیم.

غروب رویایی کوچی در تراس فرودگاه
غروب رویایی کوچی در تراس فرودگاه

شاید باورش سخت باشد ولی یک ساعت در کل فرودگاه و سالن های پرواز داخلی و خارجی و محوطه به امید پیدا کردن فودکورت یا رستورانی گشتیم که غذاهای بین المللی  غیرتند داشته باشد ولی نبود که نبود. تنها فودکورت موجود به شهادت ماموران فرودگاه بعد از گیت پروازهای خارجی بود که از شانس پرواز ما داخلی بود =)) پس دل را دوباره به دریای هند زدیم و بخاطر دعاهای خیری که پشت سرمون بود تونستیم غذاهای خوب و خوشمزه ای در تنها رستوران هندی فرودگاه بخوریم!( در تمام مدت سفر خانواده و دوستان با نگرانی و دل پر خون ما رو دنبال می کردند و از انرژی ها و دعاهاشون بعد از سختی ها گشایش و راحتی به سراغمان می آمد.

ملاقات با غذا! خیلی خوشحالیم اینجا=]
ملاقات با غذا! خیلی خوشحالیم اینجا=]

فستیوال اونام، باشکوه ترین آیین ایالت کرالا

و اما فستیوال اونام، از بزرگترین و باشکوه ترین مراسم سنتی جنوب هند و ایالت کرالا ی هند محسوب می شود که به جشن برداشت محصول مشهور است.مراسم زیبای اونام دراول ماه طبق تقویم مالایایی قدیم گرفته میشود.کارناوال اونام ۴ تا ۱۰ روز طول میکشد،روز اول، Atham و روز دهم، Thiruvonam مهم تر از همه هستند.در این مراسم زیبا لباس های نو پوشیده و با گل ها طرح های دایره ای رنگارنگی را خلق میکنند که در اصطلاح رنگولی گفته میشود. کنار هم می نشینند و طرح های مختلفی روی زمین می کشند و بعد با برگ های ریز شده ی گلهای رنگارنگ آن طرح ها را پر و تزیین می کنند. پس از درست کردن رنگولی دور آن به رقص وپایکوبی میپردازند و در برگ های بزرگ غذا سرو میکنند.

کنار گیت بلیط، چند دختر و پسر روی زمین مشغول تزیین طرحی با گل های رنگارنگ بودند. جلو که رفتم تا بررسی کنم بهم گفتند اگر دوست داری بیا با ما تزیین کن، من مشتاقانه لبیک می گویم و حین کار گپ می زنیم و از برنامه ی سفرمان می پرسند. مهربان و شرقی اند و اینطور بود که حس کار گروهی آن هم از جنسِ گُل رو در هند تجربه کردم و در آخر از کارم راضی بودند و من هم بی نهایت خوشحال .

مشارکت در ساختن رنگولی صبح بعد از اقامت در هتل فرودگاه ^^
مشارکت در ساختن رنگولی صبح بعد از اقامت در هتل فرودگاه ^^

رنگولی، نماد فستیوال اونام در کرالا
رنگولی، نماد فستیوال اونام در کرالا

 

 

ممکن است بپسندید

1 نظر
  1. Sepide 11 ماهپیش
    پاسخ

    سلام روزتون بخير
    من سفرنامه شمارو مطالعه كردم ولى يسرى سوال دارم باز
    ما دوتا دخت هستيم كه ١٠ روز ديگه عازم سريلانكاييم، ميتونم اطلاعات بيشترى بگيرم ازتون؟

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.