سیگیریا، میراث تمدن باستانی

سفرنامه سریلانکا: قسمت چهارم، دامبولا، سیگیریا، بازگشت به کندی و عزیمت به نواراالیا

توسط

صبح خیلی زود سوار اتوبوس شهری می شویم و به ترمینال اتوبوس کاندی می رسیم. خوشبختانه ترمینال های شهرهای اصلی سریلانکا به اکثر شهرهای اصلی دیگر اتوبوس دارند (می دانم در ایران هم همینطور است، ولی این را در مورد سریلانکایی می گویم که به جرئت می گویم از هر حیث رفاهی از ایران سالها عقب تر است).  اتوبوس سیگیریا را پیدا می کنیم و سوار می شویم. این اتوبوس در شهر دامبولا توقف می کند و مسافرانی که اکثر آن ها توریست هستند را یکراست به سیگیریا می برد و این عالیست. سیگیریا (Sigiriya) مشهورترین دیدنی سریلانکا محسوب می شود، البته تا جاییکه ما می دانیم و اطلاعات کسب کرده ایم. شهری باستانی و بزرگ مربوط به ۴۷۷ سال بعد از میلاد مسیح که پایتخت آن بر فراز صخره ای عظیم به نام سیگیریا قرار داشته است و آن را با عنوان پایتخت میراث باستانی جهان می شناسند، با منظره ای دیدنی از اطراف که تا چشم کار می کند جنگل است و سبز. هوا داغ است، دستمال سر را از مچم باز می کنم و به گردنم می بندم(این دستمال سر ها چه کاربرد ها که ندارند، یکی از ضروری ترین لوازم کوله گردی). گاهی بادی می وزد و به سر و تن خیس از عرقمان می زند و حالمان را جا می آورد و خدا را شکر که هرچه بالاتر می روی شدت و سرعت باد بیشتر می شود و اینگونه از مرگ حتمی نجاتمان می دهد. محوطه اصلی سیگیریا با  چندین حیاط سلطنتی آغاز می شود که آثار و بقایای قلعه ها و باغ ها قابل تشخیص است.در مسیر دسترسی به شهر باستانی  حوضچه های متعددی  وجود دارد که در ادامه به تخته سنگ های غول پیکری منتهی می شوند که زیارتگاه بوداییان آن زمان بوده است. با طی کردن حدود نهصد پله می توان به بالاترین نقطه ی این شهر که مرکز استقرار حاکمان و قصر مرکزی بوده است رسید.

ضلع شرقی سیگیریا
ضلع شرقی سیگیریا

 

حوضچه های دلپذیر در سیگیریا
حوضچه های دلپذیر در سیگیریا

 

آنچه که قبل از ورود به محوطه سیگیریا می بینید
آنچه که قبل از ورود به محوطه سیگیریا می بینید

سیگیریا، قلعه ای تاریخی با معماری عجیب

جالب ترین موضوع این قلعه ولی سیستم آب رسانی در آن است. سیستم مهندسی که بر جاذبه و فشار غلبه کرده به نحوی که آب را از جریان های زیرین به بخش های فوقانی قلعه بر روی تخته سنگ به آن بزرگی و بلندی منتقل می کند. درواقع کانال های آبی طوری طراحی شده اند که کار پمپ آب را کرده و آن را از پایین به بالای قلعه برسانند. سیستم شگفت انگیزی که رازش برای عموم فاش نشده.

بقایای شهر باستانی 2500 ساله ی سیگیریا
بقایای شهر باستانی ۲۵۰۰ ساله ی سیگیریا

 

بالاخره صخره ی با شکوه سیگیریا :)
بالاخره صخره ی با شکوه سیگیریا 🙂

 

در میانه ی راه دسترسی به بالای صخره از این قسمت بازدید می کنیم که نقاشی های روی صخره هزاران ساله هنوز حفاظت می شوند
در میانه ی راه دسترسی به بالای صخره از این قسمت بازدید می کنیم که نقاشی های روی صخره هزاران ساله هنوز حفاظت می شوند

 

دروازه ی شیر، آخرین مرحله ی صعود به صخره سیگیریا
دروازه ی کوه شیر، آخرین مرحله ی صعود به صخره سیگیریا
خسته نباشید می گفت در پله ها
خسته نباشید می گفت در پله ها
و صعود فاتحانه به قلمرو باستانی سیگیریا
و صعود فاتحانه به قلمرو باستانی سیگیریا
شاهد خلاقیت و معماری سیگیریا در 2500 سال قبل و سیستم هیدرولیکی آبرسانی به بالای صخره ی سیگیریا بعد از هزاران سال
شاهد خلاقیت و معماری سیگیریا در ۲۵۰۰ سال قبل و سیستم هیدرولیکی آبرسانی به بالای صخره ی سیگیریا بعد از هزاران سال
آرامش ما در سیگیریا با وزش باد
آرامش ما در سیگیریا با وزش باد

حدود چهار ساعتی را در سیگیریای پر رمز و راز گذراندیم و در گرمای مهلک دو هزار پله را بالا پایین کردیم   و با آنکه محوطه ی سیگیریا دارای جاذبه های بسیار زیادی از جمله معبد طلایی، باغ های گوناگون و موزه و سایر اماکن تاریخی هست دیگر موقع رفتن ما فرا رسیده. مقصد بعدی مان نوآرا الیا ست و چون اتوبوس مستقیمی از اینجا ندارد باید ابتدا به دامبولا بازگردیم (هم اتوبوس و هم توک توک از لب جاده برای رفتن به دامبولا وجود دارد و ما با  ۶۰۰ روپیز با توک توک خودمان را سریعتر به دامبولا رساندیم) و از آنجا به کاندی و از کاندی اتوبوسی دیگر به نواراالیا. راه زیاد است و کوله هامان هم با ما. حالا اگر برایتان سوال شده باشد که چطور با کوله های بیست کیلویی مان توانستیم به بالای سیگیریا صعود کنیم آن هم بوسیله ی حدود نهصد پله، جواب این است که نگهبان ضلع شرقی سیگیریا که دکه ی بسیار کوچکی داشت قبول زحمت کرد و کوله هامان را امانت نگه داشت تا بتوانیم از میراث تمدن باستانی دیدن و با خیال خوش و راحت از آن خداحافظی کنیم. 🙂

سیگیریا از بالا این شکلی ست
سیگیریا از بالا این شکلی ست

 

شکمچرانی در دامبولا
شکمچرانی در دامبولا

درست کنار ایستگاه اتوبوس های بین شهری در دامبولا رستوران خوبی به پیشنهاد یک رهگذر پیدا کردیم. اسم رستوران بِنت هوتا (BENT HOTA) و در طبقه دوم یک غذاخوری قرار داشت. املت پنیروسالاد کلم و سوپ ذرت و تخم مرغ از خوشمزه ترین هایی بودند که در سریلانکا با آزمون و خطا کشف کرده بودیم و به ذائقه ی ما خوش آمده بود.

ادامه سفر …

ساعت ۶ عصر است و تازه به کاندی می رسیم. از اتوبوس نوارا الیا می پرسیم. می گویند آخرینشان ساعت ۶ حرکت می کند. کوله هایمان را محکم می کنیم و قدم های تندتری برمی داریم. خوشبختانه به موقع می رسیم و سوار اتوبوس می شویم. پیچ در پیچ ترین مسیر زندگی ام است. همراه با یک شب زیاد و اتوبوسی که اعتقاد چندانی به ترمز ندارد. هرجور شده با حال خراب به نوارا الیا می رسیم. اینجا هوا سرد و کوهستانیست. تعجبی نیست اگر تَرَک بخوریم! از دمای بالای ۴۰ درجه ظهر در سیگریا به دمای حدود صفر درجه شب در نوارا الیا.

ساعت ۱۰ به هاستلی که رزرو کردیم می رسیم. می گوید تصور کرده نمی آییم و رزرو را به مسافر دیگری داده. جای دیگری را معرفی می کند که البته کمی گران تر است ولی خب حمام دستشویی جدا دارد. یاد مادو می افتم که گفت امکان ندارد بتوانیم در یک روز اینهمه جا عوض کنیم و به نوارا الیا بریم. جایزه مان باشد این اقامتگاه کمی گران تر و یک دوش آب گرم راحت و صبحانه آماده صبح فردا …

 

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.