زنده ترین و فعال ترین قسمت شهر مورمانسک، خلیج کولا و دروازه ی ورودی به آب های اقیانوس منجمد شمالی

سفرنامه روسیه: قسمت دوم، مدار قطبی و شمالگان

توسط

روز دوم:

کوله ها بالای سرم بود و موبایل هایمان به تنها پریز برق سالن فرودگاه مورمانسک و کنج راست انتهای سالن درست زیر پاهایم؛ روی سکوی کنار پنجره خودم را مچاله کرده بودم  و روی کاپیشنم چرت نه چندان عمیق یک ساعته ای زده بودم.ساعت نزدیک ۸ ونیم صبح بود، با اینکه از نگرانی امنیت موبایل های داخل شارژ دائم می پریدم و سرمای شیشه های سرتاسری پشت کمرم اجازه ی غرق شدن در خواب آرام را به من نمی داد. امین آنطرف سالن روی یک ردیف صندلی های آهنی و ناراحت زانوهایش را بغل زده بود و لای لباس ها خودش را از سرمای ورودی دور کرده بود(یا فکر می کرد که اینطور ست)، دلم سوخت وقتی دیدم چند نفر بی ملاحضه دقیقا بالای سرش ایستادند و سر و صدای زیادی راه انداختند. بلند می شوم و کاپیشن و شالم را رویش می اندازم و چشم غره ای به آن مزاحم ها می اندازم. فکر می کنم تازه شرایط نسبتا مناسبی برای خواب امین درست شده و بهتره بگذارم تا ساعت ۹ که راننده می آید دنبالمان، بخوابد.

خودش را معرفی می کند و با آنکه اسمش به سرعت برق از یادمان می رود، می گوید که راهنمای ما برای بازدید از شهر مورمانسک است. انگلیسی حرف می زند ولی تشخیص انگلیسی اش کمی برایمان سخت است برای همین در مدت رانندگی گوش هایمان را تیز می کنیم تا در معاشرت با او عقب نمانیم.

فرودگاه از شهر فاصله دارد، شاید در حدود چهل، پنجاه دقیقه. گروه ما متشکل از من ، امین و یک نفر دیگر است که دیروز عصر به مورمانسک رسیده و شب را در هتلی در شهر به صبح رسانده و ما قرار ست بدنبال او برویم و بعد همگی به همراه لیدر محلی شهر را بگردیم. با آمدن لیدر در فرودگاه فهمیدیم که در این سه روز اقامت در مدار قطبی همه چیز برنامه ریزی شده و نیازی نیست ما به هیچ چیز فکر کنیم. 🙂

ماریا، که دیکته ی اسمش چیزی شبیه Manja ست، دختری آلمانی الاصل ست که به تازگی به روسیه مهاجرت کرده و یکسالی هست که در مسکو زندگی می کند. مثل اغلب هم میهنانش کمی خشک و بی تفاوت بنظر می رسد؛ البته اینطور بنظر می رسد. ؛)

اولین جایی که در شهر سیصدهزار نفری مورمانسک می بینیم، بنای یادبود تعدادی از کشته شدگان آزمایشات هسته ای روسیه در این منطقه ست. تعدادشان را فراموش کرده ام اما خوب به خاطرم مانده که راهنما می گفت هر چند سال یکبار ازین دست اتفاقات می افتد و با وجود شرمساری ها هیچ تضمینی برای پایان این مصیبت وجود ندارد. در پایین دست این یادبود هم لنگر واقعی یک کشتی یخ شکن قرار داشت و منظره ای نسبتا مشرف بر شهر که شامل خلیج کولا در سمت چپ می شد؛ این خلیج محل بارگیری تعداد زیادی کشتی ست، کشتی های باربری و یخ شکن و بسیاری کشتی نظامی. خلیج کولا بسمت شمال و دریای بارِنتس قبل از اقیانوس منجمد شمالی راه دارد. باعث تاسف است که اسم راهنمایمان را فراموش کردیم اما هر جا که می گویم “راهنما” خوب است بدانید که  همان آقایی که از فرودگاه بدنبالمان آمد و با ماشینش شهر را می گردیم مدنظر است. راهنما فرد بسیار میهن پرستی بود؛ اگر در ابتدا اینطور بنظر می رسید، در عوض هر چه می گذشت بیشتر مطمئن می شدیم. او می گوید دو روز پیش جشن تولد صد سالگی شهر برگزار شده است، شهری که او در آن بدنیا آمده و تمام مدت عمرش را در آن زندگی کرده است، در دانشگاه مورمانسک مدرک کاپیتانی  کشتی را گرفته و آنطور که می گوید، دوره ای که همه جای دنیا فقط سه سال طول می کشد در این دانشگاه ۶ ساله است و بنابراین می توان حدس زد که چقدر به اینکه فارغ التحصیل این دانشگاه ست افتخار می کند. 🙂

عظمت لنگر واقعی یک کشتی، خارج از آب
عظمت لنگر واقعی یک کشتی، خارج از آب

شهر مورمانسک در جنگ دوم جهانی موقعیت استراتژیکی داشته است و سربازان زیادی برای دفاع و حفظ آن جان خودشان را فدا کرده اند، بر بلندای بلندترین تپه ی شهر بنای یادبود این سربازان به صورت سربازی که اسلحه اش را بر دوشش انداخته همواره ایستاده است و این استقلال را مانند راهنمای وطن پرست و عزیز ما نظاره می کند.

یادبود سربازان جنگ دوم جهانی در مورمانسک

از جمله بناهای یادبود مورمانسک، همچنین یادواره ای شامل یک ستون آجری  نمادین است که بنظر سوخته و از بقایای شهر جنگ زده است و  دور تا دور آن را عکس هایی از ویرانه های شهر در زمان حمله ی آلمان به شوروی به این شهر در بر گرفته.

یادگار شهر مورمانسک که در برابر هجوم ارتش نازی ها در سرمای استخوان سوز شمالگان مقاومت کرد
یادگار شهر مورمانسک که در برابر هجوم ارتش نازی ها در سرمای استخوان سوز شمالگان مقاومت کرد

آنطور که راهنما می گوید؛ زندگی مردم این منطقه به آب بستگی دارد و منظور از آب، در واقع اقیانوس و دریاچه های بی شماری ست که در سرتاسر این منطقه گسترده هستند و روزی مردم غالبا از صنعت ماهی گیری و فراورده های وابسته به آن تامین می شود.

چشم انداز خلیج کولا از محل بنای یادبود سربازان جنگ در بلندترین نقطه ی شهر
چشم انداز خلیج کولا از محل بنای یادبود سربازان جنگ در بلندترین نقطه ی شهر

بازدید از اولین کشتی یخ شکن هسته ای دنیا به نام لنین، که حدود بیست سال بود در کرانه ی خلیج کولا لنگر انداخته، قسمت هیجان انگیزی از مورمانسک گردی مان را تشکیل می داد. شک  دارم با گشت نیم ساعته ای که به بخش های محدودی  از آن داشتیم، با وجود اطلاعات خوبی که راهنمای انگلیسی زبان داخل کشتی به ما داد باز هم بتوان ادعا کرد که چیزی راجب این غول شگفت انگیز می دانیم و یا آنطور که شایسته است آن را دیده و بازدید کرده ایم؛ کشتی ای که زمانی پرچم قدرت، صنعت و دانش را در آب های جهان به اهتزاز در می آورده است و اکنون موزه ای از تمام آن جهان گشایی های دلچسب است، البته بدون راکتور ها و سایر ادوات هسته ای اش .

اولین یخ شکن هسته ای جهان، یخ شکن لنین
اولین یخ شکن هسته ای جهان، یخ شکن لنین

 

از تولد تا بازنشستگی لنین، تا اکنون که موزه ی غول پیکری بر روی دریاست
از تولد تا بازنشستگی لنین، تا اکنون که موزه ی غول پیکری بر روی دریاست

 

یکی از ملبانان یخ شکن :)
یکی از ملبانان یخ شکن 🙂

 

عرشه ی لنین، اولین یخ شکن هسته ای دنیا
عرشه ی لنین، اولین یخ شکن هسته ای دنیا

زمانی که به دهکده ی چوبی می رسیم، خورشید پشت برف شمالگان گیر افتاده و دیدن منظره ی شهر چوبی با آن دودکش های زیبا که در مه برفی بخار بیرون می دهند، قلب مان را به تپیدن وادار می کند. راهنما با غرور خاصی می گوید که اینجا یک سورپرایز برای ماست؛ گویا سایر گروه ها را به اینجا نمی آورند یا شاید گروه های بزرگ را. او می گوید این دهکده تماما با دست و چوب و بدون ابزار و ادوات صنعتی ساخته شده و در حال گسترش و بزرگ تر شدن است. عده ای در این کلبه ها زندگی می کنند و از این میان با شوق کودکانه وارد کلیسای زنده و زیبای دهکده می شویم که دودکشش از همه ی کلبه ها فعال ترست. قبل از وارد شدن به صحن کلیسای اورتودوکس، خانم ها روسری روی سرشان می اندازند و مردها هم اگر کلاهی بر سرشان داشته باشند آن را به نشانه ی احترام بر می دارند. به عمرم بخاری هیزمی به این قشنگی ندیده بودم، دقیقا مثل کارتون های کودکی بود. به جز ما کسی در کلیسا نیست اما برای حفظ احترام این عبادتگاه دوست داشتنی هیچ عکسی نمی گیریم.

 

دروازه ی دهکده ی چوبی مورمانسک
دروازه ی دهکده ی چوبی مورمانسک

 

و برف شمالگان که بسیار مهربان و صمیمی در آغوشت می گیرد
و برف شمالگان که بسیار مهربان و صمیمی در آغوشت می گیرد

خوشحالم که بعد از دیدن اینهمه جا، هنوز ۴ ساعت از این سه روز گذشته و فرصت زیادی برای کیف کردن از برف و دیدنی های شمالگان باقی مانده. دلمان نمی خواهد زمان بگذرد.  راهنما برای ناهار ما را به یک هتل رستوران شیک در شهر می برد، اما همانطور که قبلا گفته بودم اوضاع خوراکی در روسیه خیلی خوب نیست. با آنکه سلف سرویس بود و تقریبا تعداد و تنوع غذاهای چیده شده روی میزها زیاد هم بود اما طعم ها خیلی به مذاق و سلیقه ی مان خوش نمی آمد، با آنکه بعد از مک دونالد کوچک دیشب هیچ چیز دیگری نخورده بودیم.

بعد از ناهار از راهنما خداحافظی می کنیم، راهنمایی که برای همیشه میهن پرست ترین راهنمای دنیا در حافظه مان می ماند و با راننده ی دیگری که او هم از طرف تور فرستاده شده راهی سفری بین شهری می شویم که حدود دو ساعت بطول می انجامد. به شهر کوچک کیرُوسک در ایالت مورمانسک اُبلاست می رسیم که در سال ۱۹۳۴ موجودیت گرفته است، اصلی ترین چیزی که در بدو ورود به شهر توجه می گیرد، کوهستان های زیبا، خاص و سفید پوشی ست که مثل منظره ای پایدار روبروی شهر ایستاده و در نمای تمام پنجره های خانه ها قشنگی هایش را نمایش می دهد. از دیدنش سیر نمی شویم، منظره ی پنجره ی اتاق مان در کیروسک خواستنی ترین جلوه از کوه های برفی در خارج از ایران برای من ست که هربار با نگاه به بارش دلبرانه ی برف در پس زمینه ی کوه روبرو یاد اولین برف در ناکجای ذهن کودکی ام را تازه می کرد جوری که نمی توانستم از ابراز آن با صدای بلند منصرف شوم.

و رشته کوه های خیبینی از پشت پنجره اتاق مان دل برامون باقی نمی گذاشت
و رشته کوه های خیبینی از پشت پنجره اتاق مان دل برامون باقی نمی گذاشت

آن شب برف بند نیامد که نیامد و با وجود لذتی که از مجموعه ی زیبایی های زمستانی این شهر کوچک نصیبمان می شد، همزمان نگرانی مان برای شکارآنچه ما را به این نقطه از دنیا کشانده بود بیشتر می شد. آن شب با رویای شفق قطبی به خواب رفتیم و امید بزرگتری برای فردا شب در دل هایمان کاشتیم…

ممکن است بپسندید

2 نظر
  1. رویا 7 ماهپیش
    پاسخ

    من و پسرم اواخر شهریور بنا داریم که به مورمانسک برویم. از آنجا که سفرمون فردی است چطور باید برای یافتن یا ارتباط با لیدر محلی اقدام کنیم؟ اطلاعات سفر را از کجا می‌تونیم بدست بیاوریم؟

  2. هانیه رحمتی 7 ماهپیش
    پاسخ

    رویا جان می تونید براحتی توی گوگل لوکال گاید مورمانسک رو سرچ کنید یا به سایت kolatravel که ما باهاش هماهنگی هامون رو انجام دادیم سر بزنید.

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.