رفتینگ رودخانه خروشان ارمند

رفتینگ هیجان انگیز در رودخانه خروشان ارمند، شهرکرد

توسط

روز اول :حرکت از تهران به سمت شهرکرد- لردگان

با اکیپ ۸ نفره از دوستای ده ساله صبح زود زدیم به جاده ای که میرفت سمت مرکز غربی ایران، شهرکرد  مرکز استان چهارمحال و بختیاری و جایی که قرار بود برای رفتینگ در رودخانه خروشان ارمند به تیم باشگاه ارمند برسیم.گوگل مپ تخمین مسیر رو حدود ۶ ساعت تا شهرکرد و ازنجا حدود دوساعت تا شهر کوچیک لردگان که نزدیک ترین محل برای اقامت شب و رفتن به کنار ارمند رود برای صبح روز بعد محسوب می شد.

ناهار رو توی مسیر در شهر زیبای باغبادران جوجه زدیم. و بخاطر اینکه هدف اصلی سفرمون رفتینگ ارمند بود اطلاعات زیادی از بقیه شهرهای استان چهارمحال و بختیاری نداشتیم و زمانمون محدود بود ومسافت بین شهرها تقریبا زیاد.اما  به زحمت گروه رو راضی کردیم که سری هم به کوهرنگ بزنیم واونجا رو هم یه نیم نگاهی بندازیم. کوهرنگ به دلیل رنگین بودن کوه های منطقه و پوشش گیاهی رنگارنگ این اسم رو داره.

کوهرنگ به چندتا چیز معروفه که مهم ترینش لاله های واژگون و روستای پلکانی سرآقا سید هست که البته ما امیدی به دیدن لاله های واژگون توی آخرای خرداد نداشتیم :دی

وقتی به ابتدای کوهرنگ رسیدیم دوساعت تا تاریک شدن هوا مونده بود، مجبور بودیم تا زودتر تغییر مسیر بدیم و بریم سمت لردگان چون توی یه مسیر قرار نداشتن.

دم دست ترین جاذبه درست روبرومون بود با عظمت و غیر قابل نادیده گرفتن! آبشار تونل کوهرنگ(توی مپ به اسم تونل آب کوهرنگ نوشته شده).

این آبشار توی سرمای زمستون کوهرنگ یخ میزنه و منظره فوق العاده ای می گیره.

در توضیح این آبشار زیبا هم بگم آبشار تونل کوهرنگ از سرازیر شدن آب تونل اول كوهرنگ به‌ وجود آمده است.
این تونل در سال ۱۳۳۲ خورشیدی جهت انتقال قسمتی از آب چشمه کوهرنگ و چشمه‌های مجاور، به زاینده رود در منطقه چِلگِرد (از توابع کوهرنگ) ساخته شد. البته طرح انتقال آب به زاینده‌ رود، در دوره صفویه صورت گرفت.

آبشار تونل کوهرنگ با آبی به سفیدی برف
آبشار تونل کوهرنگ با آبی به سفیدی برف

 

جاده لردگان یکی از خوفناک ترین جاده ی بین شهریه با یک لاین وبدون نور و کلی کامیون سنگین و نیمه سنگین که گوشت تنمونو آب کرد تا رسوندمون به لردگان. یعنی خدا خدا می کردیم زودتر برسیم .

ما که اولین بارمون بود به لردگان می اومدیم و شهر کاملا ساکت و سوت و کور بود با کمک لیدر رفتینگمون برای اقامت و خواب به هتل زاگرس که تنها هتل اون شهر بود رفتیم. هتل زاگرس یه مهمون خونه ی تقریبا لوکس بود که برای مای خسته ی راه خیلی هم عالی بود و راحت تا صبح خوابیدیم تا سرحال و قبراق ضبح زود صبحانه هتل رو بخوریم و به سمت روستای معدن، یه جای از کنار رودخونه ارمند کارمونو شروع کنیم.

روز دوم: رفتینگ و شهرکرد

از شهر تا روستای معدن حدودا یکساعت رو از مسیر کاملا کوهستانی و خوشکل گرفتیم و رفتیم تا به پلی رسیدیم که به داخل روستا میرفت.

مسیر جاده ی کوهستانی روستای معدن و کناره رودخانه ارمند
مسیر جاده ی کوهستانی روستای معدن و کناره رودخانه ارمند

ماشین ها رو توی حیاط خونه ی یکی از اهالی روستا گذاشیم که از قبل توسط لیدرمون هماهنگ شده بود.وانت نیسان از دم در خونه ما رو رسوند به لب رودخونه.جاییکه بروبچه های تیم ارمند کلاب مشغول باد کردن و راه انداختن قایق ها و مهیا کردن تجهیزات رفتینگ بودن.

باید بگم خیلی هیجان داشتیم و یکم اضطراب. اما همونجا هرچی که لازم بود بهمون گفتن و ترس و دلشوره هامون پر کشیدن .

مسیر دو کیلومتر از رودخونه رو با رفتینگ پایین می رفتیم و توی مسیر چندتا توقف برای میان وعده و خیار خوری در حوضچه ی نمک طبیعی و پرش و شیرجه و شنا بود داشتیم. همه شون لذت بخش و عالی بودن جوری که برامون بهترین و هیجان انگیز ترین تفریح و ورزش توی زندگیمون محسوب میشد:دی

 

خیار خوری در حوضچه طبیعی نمک کنار ارمند
خیار خوری در حوضچه طبیعی نمک کنار ارمند

تیم ارمند کلاب با دو قایق پشتیبانی و دو عدد کایاک و بچه های با اخلاق و پرشور و هیجانش خاطره ی شیرین اولین رفتینگ رو برامون ساختن و با ناهار فوق خوشمزه ی برنج محلی خوش عطر و جوجه محلی خوشمزه که همونجا تهیه شده بود پایان فراموش نشدنی ای هم رقم زدن.

 

رفتینگ و بچه های تیم
رفتینگ و بچه های تیم

 

در حال پرش و شیرجه تو رودخونه از ارتفاع 4، 5 متری
در حال پرش و شیرجه تو رودخونه از ارتفاع ۴، ۵ متری

بعد از رفتینگ با مینی بوس از قبل هماهنگ شده دوباره رفتیم بالا و به روستای معدن که با ماشین هامون برگردیم سمت شهرکرد.

روستای معدن روستای محرومی بود ولی مردمش مثل تمام مردمان چهارمحال و بختیاری نجیب و پاک و مهربون بودن. من عاشق این بخش از سفر کردنم… دیدن مردم و شنیدن صدای روحشون و گرفتن گرمای روح بزرگشون.

 

برگشتیم شهرکرد، مرکز استان چهارمحال و بختیاری ، جاییکه قلبم در اون آروم گرفت و یه روزی میرسه که تمام بودنم رو برای آرامش  صلح بهش تقدیم می کنم.

این شهر زیبا، امروزی و پر از گل فروشی های قشنگ و گل فروش های خوش سلیقه از نظر مدرنی و امکانات و ظاهر شهر و ساختمون هاش برام فرقی با تهران نداشت. اصلا حس غریبی و عدم تعلق حس نمی کردم. از پنجره ی ماشین دائم از چپ به راست خیابونا و مغازه ها رو دید می زدم و سیر نمی شدم ، واقعا سیر نمی شدم!

وقتی داشتیم عکس های سفر رو توی اینستا می ذاشتیم به پیشنهاد یه دوست تصمیم گرفتیم بریم شهر چالشتر و ارگ چالشتر رو بازدید کنیم چون خیلی ازش تعریف کرده بودن.

روز سوم: چالشتر، سامان – برگشت به تهران

با ورودی ۳ هزار تومن برای هر نفر آقای راهنمای با معلومات و با حوصله بیش تر از یک ساعت و نیم گوشه به گوشه ی منزل خدارحم خان و حمام و حیاط ها و ۳ آثار سنگی و کار و زندگی و موزه مردم شناسی و اشیاء موزه رو برامون توضیح داد و هرچی از شکوه و قواعد و معماری و زیبایی این خانه و مجموعه براتون بگم کم گفتم.

 

ارگ چالشتر خانه ی زیبای خدارحم خان
ارگ چالشتر خانه ی زیبای خدارحم خان

 

مالکان عمارت چالشتر
مالکان عمارت چالشتر

 

نمای حیاط و حوض از پنجره ی خان نشین
نمای حیاط و حوض از پنجره ی خان نشین

 

حمام زیبای خانه ی خدارحم خان و مجسمه ی ایشون در حال چوپوق کشیدن
حمام زیبای خانه ی خدارحم خان و مجسمه ی ایشون در حال چوپوق کشیدن

 

بعد از چالشتر نوبت سامان و پل زمانخان بود که شهره ی زیبایی و وقاره. شهر سامان ییلاق شهرکرد محسوب می شه و پل زمانخان بر روی زاینده رود خروشان یکی از مهم ترین جاذبه های گردشگری منطقه به حساب می آد.

 

پل با شکوه زمانخان بر روی رودخانه زاینده رود در شهر سامان
پل با شکوه زمانخان بر روی رودخانه زاینده رود در شهر سامان

سفر سه روزه دیار بختیاری ها و قشقایی ها یکی از بهترین سفرهای ترکیبی تفریحی طبیعتگردی سیاحتی بود و اونقدر بهمون خوش گذشت که سال بعد برای دومین بار رفتینگ ارمند رو با تیم فوق العاده کاردرست و خوب ارمند کلاب تکرار کردیم.

 

 

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.